
امروز به تعبیر ساکنین سرزمین فلسطین روز نکبت است . ترانه ای را از یغما گلرویی با اجازه او از دفتر "تصور کن" انتخاب کردم و به یاد این روز گذاشتم برای همدردی با مردم در بند غزه.
برای کوچه های سرخ سرزمین زیتون
تکفیر می کنی گلو به جرم انتشار عطر !
خط می زنی فواره رو قطره به قطره سطر سطر
منو به دار می کشی به اتهام یک نفس
پرندرو پر می بری در این شب قفس قفس
دیوار می کشی هنوز بین چراغ و چشم من
زنجره ها رو می کشی از ترس همصدا شدن
با سردخونه های پر با خشم ما چه می کنی؟
با بغض زندونی شده تو این صدا چه می کنی؟
شکنجه می دی گندومو با سایه داس غضب
حراج می کنی تن مزرعه رو، وجب وجب
لاله به حبس می بری، شبپره پرپر می کنی
خورشیدو می دزدیو شب رو مکرر می کنی
رگبار می بندی به ماه فتانوس گردن می زنی
ستاره ایین می کشی آیینه ها رو می کشی
با سردخونه های پر با خشم ما چه می کنی؟
با بغض زندونی شده تو این صدا چه می کنی؟
بد نیست در این روز به تفاوت مسجد الاقصی با قبطه الصخره که در این مطلب به همراه تصویر به خوبی نشان داده شده هم توجه کنید : +
خاتمی: ما که نمی توانیم سیاست را رها کنیم!
خاتمی این روزها مشغول بازی شیر یا خط است و معلوم نیست که بالاخره کاندیدا خواهد شد یا نه هرچند وقتی از او سوال می کنیم که در انتخابات ریاست جمهوری دهم وارد می شود پاسخ می شنویم که "ما که نمی توانیم سیاست را رها کنیم".
در گفتوگويي كه چهارشنبه 18 ارديبهشت با سيد محمدخاتمي در نمايشگاه كتاب داشتم(+) او تلويحا تمايل خود را براي حضور در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران نشان داد.
خاتمي ساعت 17 از در شرقي شبستان اصلي مصلي شد و نخست در راهروي دوم از غرفه انتشارات موسسه اطلاعات -كه به تازگي هفت عنوان از كتاب او را منتشر كرده است- همچنين از غرفه چند موسسه ديگر هم بازديد كرد.(+)
وقتي خاتمي از شبستان خارج مي شد به زحمت به لايه اول محافظان او نزديك شدم و توانستم يكي دو سوال از او بپرسم، در همين اثنا يكي دو سوال ديگر هم از سوي مردم و دانشجويان مطرح شد كه شرح آن در زير ميخوانيد:
- آقاي خاتمي! نظرتان در موردآقاي احمدينژاد چيست؟
- خاتمي : رئيس جمهورمان است و بايد بهش احترام بگذاريم.
- امضاهايي * را كه جمع شده را مربوط به انتخبات سال آينده مي دانيد؟
- خ : هه هه ... مشكل نيست اينها ، اينا طبيعه ديگه... تفريح مي كنيم باهاش.
- اين بحث بازنشستگي چي بود كه از زبون شما {مطرح شده بود}؟
- بازنشسته دولتام ديگه ... .
- اين بازنشستگي به معني اينكه ديگه كانديداي رياست جمهوري نميشيد؟
- ما كه نمي تونيم سياستو ول كنيم ديگه، بلاخره يكي رئيس جمهور مي شه.
فايل صوتي گفتوگوبا خاتمي را از اينجا گوش دهيد : (+)
پي نوشت:
* اشاره به نامه هشتاد نماينده در واكنش به سخنان خاتمي درگيلان كه قرار بود صبح همين روز از تريبون مجلس قرائت شود و هيات رئيسه مجلس مانع از اين كار شد.
اگر براي گوشتان و به آنچه مي شنويد اهميت قائليد، اگر دلتان لك زده براي شنيدن يكي از قطعات بيادماندني مرحوم ثمين باغچه باغچه بان و اگر منوچهر صهبايي وكارهايش را مي پسنديد پس بشتابيد به تالار وحدت كه امشب آخرين اجراي اركستر سمفونيك تهران را از دست ندهيد.
در این اجرا که اولین اجرای این ارکستر در سال جدیدی است منوچهر صهبایی رهبری را به عهده دارد . آثاری از موسور گوسکی ، راخمانینوف و برودین در این کنسرت به اجرا در خواهد آمد.
در اين اجرا اركستر ابتدا قطعه «بوميوار» ثمين باغچهبان را اجرا و سپس قطعاتي چون چون شبي بر روي كوه سنگي اثر مودست موسورگسكي، كنسرتو شماره 2 براي پيانو و اركستر اثر سرج راخمانينوف، در كويرهاي آسياي مركزي، اورتور پرنس ايگور و رقصهاي پولووتسيان اثر الكساندر بورودين را مينوازد.
بر اساس برنامه ريزي كه صورت گرفته و قولي كه صهبايي داده است كنسرت بعدي اركستر سمفونيك تهران در تير ماه خواهد بود.
اين را هم بگويم كه اين برنامه از روز چهارشنبه ۱۱ ارديبهشت آغاز شد و قرار بود ساعت شروع برنامه ۹ شب باشد كه به دليل ناهماهنگيها به ساعت ۱۰ شب موكول شد.
ما در كتابها بيهوده پرسه زديم
هيچ نفهميديم
كلمات را چون سقز ، بيهوده سق زديم
هيچ نفهميديم.
ما شيشه هاي عينكمان را قطور مي كرديم
ما ناشناخته چه كارها كه نكرديم با ذهن و با كلام
چرا كه اول كلام بود
آينده را به كودكان سر كوي باختيم
و در ميان موج كلام اسب تاختيم
در دريا « كنت مونت كريستو » شديم
در خشكي « پاردايانها »
برخي كتابها چيزي نداشت بفهميم
برخي چيزي داشت كه ما نفهميديم
نفهميديم
هنگام عاشقي ، انسان چرا با كتاب
هم آغوش مي شود
آيا كتاب مُسكّن اين بيماري خطرناك است
يا اينكه ناقل آن
كتاب ،اين اعتياد زمين گير؟
در چهارده سالگي با حافظ آشنا بودم
آن روزها كه درك نمي كردمش
ديوانه وار مي سوختم ميان كوچه باغ غزلهايش
امروز بالشي است ، و گه گه تفالي
به خواندن « ني نامه » « مولا » معتادم
با خواندنش احساس مي كنم « نوستالژي » چيست
و ميكروب آنرا در گاهواره ي من كشت كرده اند.
« صادق » هفده بيت اول آن را
از « سمفوني پنج » « بتهوون » بزرگتر دانست.
« صادق » خلف ترين فرزند عشق بود
و به ديوار قرن بسته ي تاريك ، پنجره اي باز كرد
تا آفتاب بتابد
و « نيما » يادش بخير
دست مرا گرفت به كهكشان معرفي ام كرد!
كتابهائي هست كه به خواندنش نمي ارزد
كتابهائي هست كه بايد از بر كرد
« بيكن » فيلسوف دزد انگليسي گفته است:
" بعضي كتابها را بايد چشيد
و برخي را
بايد با حمله ي حريصانه اي بلعيد
تنها كتابهاي نادري هستند كه بايد خوب
آنها را جويد و هضم كرد "
آري كتابهائي هست ،
كه بايد هميشه خواند چو « حافظ » و « مولوي »
كتابهائي هست كه بايد
با خود به قصر آيينه برد چو « بوف كور »
اما كتابي نيست كه بتوان آن را سوزاند
مگر كه « اسكندر » باشي
يا ....
درباره حكم ديوان عدالت اداري به انحلال انجمن صنفي روزنامه نگاران
سيد ابوالحسن مختاباد دیروز نوشت:
« پس از یک سال از اعتراض انجمن صنفی روزنامه نگاران به دیوان عدالت اداری درباره دیدگاه وزارت کار که انتخابات انجمن راغیر قانونی می دانست این اعتراض از سوی دیوان عدالت اداری رد شده است.
در اینجا مقصر کیست؟
قاعده اين است كه از قانون تفسير مثبت داده شود اما از قرار اينجا ديوان عدالت اداري سعي كرده سياسي كاري كند و نهادي با ۴ هزا عضو را قرباني يك ندانم كاري كند كه چند سال قبل شير پاك خورده اي در وزارت كاريادش رفت كه سفت كاري هاي لازم را در اين زمينه در نوشتن آيين نامه هاي مربوطه لحاظ كند. »

اما به اعتقاد من روشن است که نهادی مانند انجمن صنفی روزنامه نگاران به چه دلیل دچار این مشکل می شود:
آفت طاووس آمد دم او ....
بله مشخص است كه در كشور ما نهادي اگر بخواهد تا اين اندازه اوج بگيرد قطعا به شكلي با آن برخورد مي شود. پاشنه آشيل انجمن هم بدون شك همين تعداد بيش از ۴ هزار عضو آن است كه به نطر من موجبات نگراني برخي را فراهم آورده است.
مشي و عملكرد دولت نهم در قبال مطبوعات و اهالي رسانه ها گوياي آن است كه قطعا انجمني را با چنين طول و عرضي تحمل نخواهند كرد و در نهايت مجموعه اي فشل و خاموش را مي پسندند.
بي جهت نيست كه از قوطي كميسيون ماده ده احزاب تشكلي سياسي به اسم روزنامه نگاران بيرون مي آيد كه در آن از فلان آقاي راننده روزنامه تا فلان آقاي منشي و دفتردار و كذا عضو هستند و تنها كاري كه ازشان برمي آيد بيانيه دادن براي راهپيمايي در روز ... است.
كوتاه سخن اينكه از دولتي كه در مدت سه ساله فعاليت خود اين اندازه مطبوعه را به تعطيلي كشانده و در تدارك ايجاد چندين و چند مطبوعه خود ساخته است ، هيچ بعيد نيست كه انجمن صنفي فعلي را به كل تعطيل و انجمني از نو و همسوي خود بنيان كنند.
درباره ابعاد مختلف تعطيلي و تاثير انحلال انجمن به زودي مطالبي را در اينجا منتشر مي كنم.
پوشک بچه تمام شده است
پودر لباسشويي براي شستن پيدا نمي شود
سقف حمام چكه مي كند...
پول گاز جدا
نفت مي فروشيم ۱۰۰ دلار
مرغ كيلويي ۳ هزار تومن است
و ديگر هيچ ... .
به به ، به به
خيلي ممنونم
بخشی هایی از نوشتار دکتر علی شریعتی با عنوان حسین وارث انسان . بخش مفصلی از این نوشتار را در ادامه مطلب بخوانید.
بدرود
شهيد، قلب تاريخ است هم چنان كه قلب به رگهاي خشك اندام، خون، حيات و زندگي ميدهد، جامعهاي كه رو به مردن ميرود، جامعهاي كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش، از دست دادهاند و جامعهاي كه به مرگ تدريجي گرفتار است.
جامعهاي كه تسليم را تمكين كرده است، جامعهاي كه احساس مسئوليت را از ياد برده است و جامعهاي كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاريخي كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است.
شهيد همچون قلبي، به اندامهاي خشك مرده بيرمق اين جامعه، خون خويش را ميرساند و بزرگترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل، ايمان جديد به خويشتن را ميبخشد."
شهادت، برندهترين سلاحي است كه هيچ دشمني را ياراي مقاومت در برابر آن نيست. مرحوم شريعتي در اينباره مينويسد:"يكي از بهترين و حيات بخشترين سرمايههايي كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است."
"در فرهنگ ما شهادت، مرگي نيست كه دشمن ما بر مجاهد تحميل كند.
یکی دو روزی است که با کتابی مشغولم که حیفم آمد اینجا درباره اش ننویسم . راستش چند روز پیش در قفسه تازه های کتابفروشی ثالث وقتی اسم سالینجر را روی جلد کتابی دیدم یک لحظه هم برای خریدنش تردید نکردم.
برای هم نسل های من سالینجر خوانی به جز یک تجربه ادبی با توستالژی خاصی همراه است که دوران نوجوانی و بلوغ مان را با آن سپری کردیم . من دوستی داشتم که به تقلید از "هولدن کالفیلد" از خانه فرارکرده بود و برای پدر و مادرش یادداشتی گذاشته بود که عینا از روی بخشی از ناتور دشت نوشته بود که آنها با انشای مدرسه پسرشان اشتباه گرفته بودند و هرگز به آن اعتنایی نکردند.

چيزي كه اين روزها بيش از همه چيز به گوش مي رسد جدي بودن خطر تهديد نظامي عليه ايران است. آن ها كه سن و سالي دارند البته بيشتر از من به خاطر مي آورند كه به واقع اين تهديدها چيز جديدي نيست و تقريبا در سي سال گذشته پس از انقلاب اسلامي اين حرف و حديث ها وجود داشته و شايد پس از اين هم وجود داشته باشد.
باید قدمی جلو بگذارم
"ديگر كافي است! سي سال بس است ديگر، باند بازي و دسته بازي. موسيقيدانهاي هم دوره من، ديگر پيرمرد شده اند. وقتي ما كارمان را شروع كرديم ، نوجوان بوديم اگر هنر موسيقي اين كشور دچار يك بحران ديگر شود شايد ديگر هيچ كداممان نباشيم."
شهرام ناظري دارنده عنوان صاحب منصب فرهنگ و هنر از كشور فرانسه مشهور به مدال "اوفيسير" در نخستين نشست مطبوعاتي و رسانه اي خود، پس از دريافت اين نشان و بازگشت به كشور ايران صبح يكشنبه در جمع اهالي فرهنگ ، ادب و هنر در محل دفتر مجله فردوسي با اشاره به تفرقه و پراكندگي اهالي هنر و موسيقي در كشور، روند طي شده در فضاي موسيقي كشور در سه دهه اخير كشور را رو به عقب ارزيابي كرد.در اين نشست افرادي همچون : محمود دولت آبادي - نويسنده ، عزت الله انتظامي - بازيگر ، شهرام وكيليان - نقاش ، محمد سرير - آهنگساز ، سيد ابوالحسن مختاباد - عضو خانه موسيقي ، محمد رضا عاطفي - منتقد و مديا كاشيگر - مترجم حضور داشتند .شهرام ناظري در بخشي از سخنان خود گفت : "هنر موسيقي در 30 سال گذشته روي خط مشي درستي هدايت نشده است و در نتيجه هركس به طور فردي كار خود را پيش برده و اگر تشكل هايي هم وجود داشته در اختيار باندها و گروه هاي مافيايي بوده است و اين باند بازي و مافيا بازي به موسيقي ايران ضربه زده است ."ما بايد دست به دست هم بدهيم، به قول حضرت مولانا "قرن ها بگذشت واين قرن نويي است. " ناظري دريافت نشان صاحب منصب فرهنگ و هنر وزارت فرهنگ كشور فرانسه -اوفيسير- را فرصتي براي موسيقي ارزيابي كرد تا از رهگذر آن ، بتوان موسيقي ايراني را به جهان معرفي كرد.
موسيقي ايران ۳۰ سال صاحب نداشت
اين استاد آواز در ادامه سخنان خود تصريح كرد : "وقتي جريان هنري جامعه اي روي اصل درستي حركت نكند ساماني نخواهد داشت و نميتواند به بالندگي برسد. متاسفانه وضعيت موسيقي ايران طي 30 سال اخير بلاتكليف بوده و آنجور كه بايد بر خط مشي درستي پايه گذاري نشده بود. موسيقي ايران در سالهاي گذشته صاحب نداشت و اين تفرقه و پراكندگي ناشي از همين بي صاحب بودن و بي سامان بودن است كه اميدوارم خانه موسيقي بتواند با خط مشي درستي، جريان موسيقي ايران را به سامان برساند. "ناظري با اشاره به وضعيت موسيقي كشور در 30 سال اخير و نا بساماني موجود در اين عرصه، دوره كنوني را زمان نزديكي بيشتر هنرمندان موسيقي به يكديگر و همدلي ميان آنان براي نشان دادن هنر موسيقي ايراني به جهانيان دانست.وي تصريح كرد : " آنها كه به درك كلي هنري رسيده اند بايد دست به دست هم بدهند چون امروز جوانان ما از انديشه روشن و تفكري پويا برخوردار هستند و دوست دارند حركتي هنري انجام دهند تا استقلال دروني شخصيت خود را حفظ كنند."وي در ادامه خاطر نشان كرد : "همانطور كه محمود دولت آبادي در اين جلسه گـفـت: يـكي از مشكلات هنر اين كشور اين است كه هنرمندان ايرانياز يـكـديـگـر مـتفرق هستند و شايد مشكلاتي كه ما در 30 سال گذشته داشتيم به همين خاطر باشد. "
من تغيير مي كنم
شهرام ناظري دريافت نشان صـاحـب مـنـصـب فـرهـنگ و هنر فرانسه را وسيله اي براي تغيير خود دانست و افزود : من احساس مي كنم بايد راه هاي بيشتري را باز كنم و از محدوده اي كه در آن قرار داشتم و برايش متعصب هم بودم بيرون بيايم و چند قدم جلو تر بگذارم. بايد با تمامي جريان هاي هنري كشور هماهنگي بيشتري داشته باشم و ارتباطي را با تمام هنرمندان آغاز كنم و اين اتفاقي كه براي من پيش آمده است لطف خدايي است و دريافت اين نشان، نتيجه و حاصل تلاش تمامي هنرمنداني و موسيقيدانهاي ايراني است . اين من نبودم كه نشان فرهنگ و هنر را دريافت كردم و اين نشان به هنر موسيقي ايراني اهدا شده است و براي شخص من نيست و به من هم به عنوان قطره اي از درياي هنر ايراني، اين نشان جهاني به من داده شد."وي با اشاره به وضعيت موسيقي ايران در سالهاي گذشته گفت : "در 30 سال گذشته هموطنان من در شرايط سختي از هنر موسيقي حمايت كردند؛ هموطنان من در داخل و خارج از كشور با حمايت هاي بي دريغ خود نگذاشتند كه ما فراموش شويم و هميشه پشتيبان ما بودند. اگر حمايت و تشويق هاي آنان نبود ما اينجا نبوديم و بزرگترين سرمايه زندگي من، آن ايمان هنري و انگيزه اي بود كه مردمم و قوم كرد به من دادند و توانستم به كارم ادامه دهم. "وي در پاسخ به سوال خبرنگار آفتاب يزد در مورد اجراي كنسرت هايش در كشور گفت : " روش من در سالهاي اخير اين بوده است كه هميشه زماني كنسرت برگزار كرده ام كه فعاليت هاي موسيقي در كشور دچار ركود شده است. وقتي كه كنسرت ها رونق داشته و همه با موفقيت برنامه اجرا مي كنند من به برنامه هاي خارجي مي پردازم و زماني كه هيچ خبري نيست كنسرت مي دهم."شهرام ناظري در ادامه سخنان خود افزود : "موسيقي ايراني اگرچه گنجينه اي بزرگ از نغمات است اما تا كنون نتوانسته اين گنجينه ملودي هاي خود را در جهت جهاني شدن به كار بگيرد. در زمانه اي كه دنيا رويكرد جديدي را به هنر و موسيقي مشرق زمين شروع كرده است و موسيقي هندي ، چيني ، عربي و تركي امروز براي خود در هنر جهاني جايي باز كرده است اما موسيقي ايراني كه به نسبت همه اين موسيقي ها از غناي بيشتر ملوديايي برخوردار است هنوز در دنيا شناخته شده نيست و تنها موسيقي شرقي است كه مهجور مانده است.شايد دريافت اين نشان، نخستين جايزه هنري اصيل باشد كه به موسيقي ايراني اهدا مي شود. به جز اين، تاكنون جايزه هنري به هيچ هـنـرمندي اهدا نشده بود و پيش از اين كشورها به صورت فردي جايزه داده اند."
صدا و سيما بايد حقوق هنرمندان را رعايت كند
ناظري در بخش ديگري از سخنان خود با انتقاد از صدا و سيماي ايران براي پخش بدون اجازه و غير قانوني آثارش گفت : "نزديك به 30 سال است كه صدا و سيما آثار من را از راديو و تلويزيون پخش مي كند . هنوز هم وقتي مي خواهند كاري را براي هشت سال جنگ از صدا و سيما پخش كنند به سراغ "كاروان" من مي روند. اما تاكنون هيچ بار براي پخش كارهايم از من اجازه نگرفته اند . صدا و سيما هميشه بدون اجازه و كسب نظر به سراغ كارهاي من مي رود و باعث تاسف است كه اين سازمان بزرگ هنوز كه هنوز است از هنرمندان براي پخش كارها و آثارشان اجازه نمي گيرد."وي خاطر نشان كرد : " من اينجا مي گويم كه ديگر بس است و از اين پس، صدا و سيما بايد حقوق مادي و معنوي هنرمندان را رعايت كند. اگر صدا و سيما مي خواهد كاري را از ما پخش كند بايد به سراغ ما بيايد و اجازه بگيرد. هنرمند حق دارد كه بر روي پخش آثارش نظارت داشته باشد. اين جزء حقوق من است كه اگر مي خواهند از كارهاي من كليپ موسيقي بسازند من را در جريان بگذارند. هنوز يكي از گله هاي اهل هنر اين است كه چرا آلات موسيقي در تلويزيون اجازه نمايش ندارد و اين خيلي بد است. در فرهنگ ما موسيقي نغمه اي آسماني شمرده مي شود و در ميان قوم من ؛ قوم غيور كرد هرگاه هنرمندي دست به ساز ميبرد تاكيد دارد كه پاك باشد و ساز را مي بوسد و بر پيشاني ميگذارد.شهرام ناظري در ابتداي سخنان خود با اشاره به اينكه بين محمود دولت آبادي و عزت الله انتظامي نشسته است ، گفت : "حضور من در ميان چند قطب هنر كشور باعث افتخار است " وي همچنين از همه افراد و مراكزي كه دريافت نشان صاحب منصب فرهنگ و هنر و مدال "اوفيسير" را به وي تبريك گفتند تشكر كرد.
در همین رابطه بخوانید:
گزارش روز بیست و شش مهر آفتاب یزد در مورد بازگشت شهرام ناظری به وطن(PDF) و (HTML).